formic

for·mic/ˈfɔːr·mɪk/
adjective (صفت)technical

صفت — مورچه‌ای

مورچه‌ای

مربوط به مورچه‌ها.

Relating to ants.

«اسید فرمیک در نیش مورچه‌ها یافت می‌شود.»

Formic acid is found in ant stings.

«رفتار مورچه‌ای این حشرات پیچیده است.»

The formic behavior of the insects is complex.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000