formy

for·my/ˈfɔːr.mi/
formshape or structure-ycharacterized by
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): formiersuperlative (عالی): formiest

صفت — شکل‌دار

شکل‌داردارای قالب

دارای شکل یا قالب خاص؛ معمولاً در زمینه‌های علمی استفاده می‌شود.

Having a distinctive form or shape; often used in scientific contexts.

«مولکول دارای ساختار شکلی است.»

The molecule has a formy structure.

«ترکیبات شکلی را می‌توان در شیمی یافت.»

Formy compounds can be found in chemistry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shapedشکل‌دار

رایج. دارای شکل یا قالب مشخص.

Common. Having a particular shape or form.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000