foul

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/faʊl/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): foulersuperlative (عالی): foulest

صفت — ناسالم

ناسالمگندیدهناخوشایند

از نظر بو، مزه یا ظاهر بسیار ناخوشایند، کثیف یا توهین‌آمیز.

Very unpleasant in smell, taste, or appearance; dirty or offensive.

«آشپزخانه بوی بسیار ناخوشایندی داشت.»

The kitchen had a foul smell.

«او حرف زننده‌ای زد.»

He made a foul remark.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smellyبدبو

غیررسمی. بر بوی بد تأکید می‌کند و معمولاً در مکالمات روزمره استفاده می‌شود.

Informal. Emphasizes bad smell, often in everyday speech.

stinkyبوی بد دار

غیررسمی. بسیار غیررسمی و معمولا برای کودکان یا تأکید بیشتر بکار می‌رود.

Informal. Very casual; similar to 'smelly' but more childish or strong emphasis.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): fouledpast participle (مفعولی): fouled-ing (حال): fouling3rd (سوم): fouls

فعل — آلوده کردن

آلوده کردنکثیف کردن

کثیف یا آلوده کردن، آلوده کردن محیط یا چیزی.

To make dirty or polluted; to contaminate.

«کارخانه‌ها آب رودخانه را آلوده می‌کنند.»

Factories foul the river water.

«منطقه را با زباله کثیف نکنید.»

Don't foul the area with trash.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polluteآلوده کردن

رسمی. معمولاً برای آلودگی محیط زیست استفاده می‌شود و از foul جدی‌تر است.

Formal. Typically used for environmental contamination, more serious than 'foul'.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): fouls

اسم — خطا (در ورزش)

خطا (در ورزش)

عملی در ورزش که قوانین را نقض می‌کند.

An action in sports that breaks the rules.

«بازیکن به خاطر تکل خطا گرفت.»

The player was given a foul for the tackle.

«از انجام خطا در بازی خودداری کن.»

Avoid committing a foul in the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
penaltyجریمه

رایج در ورزش؛ مشابه ولی penalty معمولاً به مجازات پس از خطا اشاره دارد.

Common in sports context; similar but penalty often implies punishment following a foul.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000