در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کارخانهای که فلز ذوب و به شکل قالبها تبدیل میشود
a factory where metal is melted and cast into shapes
«کارخانه ریختهگری قطعات ماشینآلات تولید میکند.»
“The foundry produces parts for machinery.”
«او در کارخانه ریختهگری محلی کار میکند.»
“He works at the local foundry.”