franchising

fran·chis·ing/ˈfrænˌtʃaɪzɪŋ/
noun (اسم)formal

اسم — فرانچایزینگ

فرانچایزینگاعطای امتیاز فروش

سیستم یا عمل واگذاری حق فروش کالا یا خدمات تحت نام تجاری مشخص.

The practice or system of granting a franchise to sell goods or services.

«شرکت از طریق فرانچایزینگ به سرعت گسترش یافت.»

The company expanded rapidly through franchising.

«فرانچایزینگ به کارآفرینان اجازه می‌دهد از برندهای شناخته‌شده استفاده کنند.»

Franchising allows entrepreneurs to use recognized brands.

تفاوت با واژه‌های مشابه
licensingمجوزدهی

رسمی. مفهوم نزدیکی است ولی به مجوز دادن اشاره دارد نه مدل انحصاری کسب‌وکار.

Formal. Related concept but specifically refers to permission granting, not exclusive business model.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000