frets

/frɛts/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): frettedpast participle (مفعولی): fretted-ing (حال): fretting3rd (سوم): frets

فعل — نگران شدن

نگران شدندلواپس بودن

نگران بودن یا بطور قابل مشاهده مضطرب بودن.

To worry or be visibly anxious.

«او همیشه نگران امتحاناتش است.»

She frets about her exams constantly.

«برای چیزهایی که نمی‌توانی تغییر دهی نگران نباش.»

Don't fret over things you can't change.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worryنگران بودن

رایج. هم‌معنی کامل در زمینه احساسی. 'فِرت' کمی رسمی‌تر است.

Common. Perfect synonym in emotional context. 'Fret' feels a bit more formal or literary.

anxiousنگران

شدیدتر از فرت، درباره رویدادهای آینده؛ همیشه قابل جایگزینی نیست.

More intense than 'fret', often about future events; not always interchangeable.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): frets

اسم — جلد گیتار

جلد گیتارنرده‌های دسته ساز

برآمدگی‌های برجسته روی دسته گیتار یا سازهای زهی مشابه که به تغییر زیر و بمی صدا کمک می‌کنند.

Raised ridges on a guitar or similar stringed instrument’s neck that help change the pitch.

«انگشتان خود را درست پشت جلدهای گیتار بگذارید تا آکورد بزنید.»

Place your fingers just behind the frets to play the chords.

«جلدهای گیتار به خاطر استفاده زیاد فرسوده شده بودند.»

The guitar frets were worn from heavy use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fretsجلد گیتار

اصطلاح دقیق موسیقی.

Exact term in musical context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000