frippery
اسم — تزیینات زائد
تزیینات پر زرق و برق یا غیرضروری در لباس یا گفتار؛ چیزی بیاهمیت یا سبکسرانه.
Showy or unnecessary ornamentation in dress or discourse; a trivial or frivolous thing.
«سخنرانی او پر از زرق و برق و فاقد محتوا بود.»
“Her speech was full of frippery and lacked substance.”
«مغازه انواع و اقسام چیزهای بیارزش را برای گردشگران میفروخت.»
“The shop sold all sorts of frippery for tourists.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک زیور کوچک یا قطعهای جواهر. 'Trinket' معمولاً یک شیء فیزیکی است، در حالی که 'frippery' میتواند انتزاعی باشد (مثلاً در گفتار). 'او زیورآلات کوچک زیادی به تن داشت.'
Everyday. A small ornament or item of jewelry. 'Trinket' is usually a physical object, while 'frippery' can be abstract (e.g., in speech). 'She wore many trinkets.'
کمی قدیمی/غیررسمی. یک شیء پر زرق و برق اما بدساخت یا بیارزش. 'Gimcrack' علاوه بر بیاهمیت بودن، به کیفیت پایین نیز دلالت دارد. 'مغازه پر از چیزهای بیارزش بود.'
Slightly dated/Informal. A showy but poorly made or worthless object. 'Gimcrack' specifically implies poor quality in addition to being trivial. 'The shop was full of gimcracks.'