frisbee

fris·bee/ˈfrɪzbiː/
noun (اسم)commonplural (جمع): frisbees

اسم — فریزبی

فریزبیبشقاب پرنده

نوعی دیسک پرنده، معمولاً پلاستیکی، که برای تفریح یا در ورزش‌های رقابتی پرتاب می‌شود.

A brand of flying disc, typically made of plastic, thrown recreationally or in competitive sports.

«بیایید برویم پارک و فریزبی بازی کنیم.»

Let's go to the park and throw a frisbee.

«او فریزبی را با یک دست گرفت.»

He caught the frisbee with one hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000