fritters

frit·ters/ˈfrɪt·ərz/
noun (اسم)commonplural (جمع): fritters

اسم — قلوه‌قلیه

قلوه‌قلیهفریتتر

تکه‌های کوچک غذا که در مایه یا خمیر سرخ می‌شوند، معمولاً شیرین یا شور.

Small pieces of food that are fried in batter or dough, often sweet or savory.

«او برای دسر فریتتر سیب سرو کرد.»

She served apple fritters for dessert.

«فریتترها غذای خیابانی محبوبی در بسیاری از کشورها هستند.»

Fritters are popular street food in many countries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000