frittata

frit·ta·ta/frɪˈtɑː.tə/
1noun (اسم)commonplural (جمع): frittatas

اسم — فریتاتا

فریتاتااملت ایتالیایی

غذایی ایتالیایی شبیه به املت یا کیش که با تخم‌مرغ زده شده مخلوط با مواد مختلفی مانند سبزیجات، پنیر یا گوشت تهیه و به آرامی پخته می‌شود.

An Italian dish similar to an omelette or quiche, made with beaten eggs mixed with various ingredients such as vegetables, cheese, or meat, and cooked slowly.

«من برای صبحانه دیرهنگام، فریتاتای اسفناج و پنیر فتا درست کردم.»

I made a spinach and feta frittata for brunch.

«فریتاتا راهی عالی برای استفاده از سبزیجات باقیمانده است.»

Frittata is a great way to use up leftover vegetables.

تفاوت با واژه‌های مشابه
omeletteاملت

روزمره. یک غذای تخم‌مرغی ساده‌تر، معمولاً تا شده. 'فریتاتا' معمولاً صاف پخته می‌شود و اغلب در فر تمام می‌شود، با موادی که به جای اینکه فقط در یک تا باشند، در کل مخلوط شده‌اند.

Everyday. A simpler egg dish, usually folded. A 'frittata' is typically cooked flat and then often finished in the oven, with ingredients mixed throughout rather than just inside a fold.

quicheکیش

روزمره. یک تارت شور با پوسته خمیری، پر شده با کاسترد تخم‌مرغ و مواد مختلف. 'فریتاتا' پوسته ندارد.

Everyday. A savory tart with a pastry crust, filled with an egg custard and various ingredients. A 'frittata' does not have a crust.

2noun (اسم)commonplural (جمع): frittatas

اسم — املت فرپز

املت فرپزاملت پهن

نوعی املت بزرگ و رو باز که در فر پخته یا تمام می‌شود.

A large, open-faced omelette baked or finished in the oven.

«آشپز یک فریتاتای خوشمزه با سبزیجات معطر و پنیر تهیه کرد.»

The chef prepared a delicious frittata with herbs and cheese.

«او اغلب برای یک شام سریع و سالم فریتاتا درست می‌کند.»

She often makes a frittata for a quick and healthy dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000