frisking

frisk·ing/ˈfrɪs·kɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — بازرسی بدنی

بازرسی بدنیگشت بدنی

تفحص بدنی فرد برای یافتن اسلحه یا اقلام غیرقانونی از طریق لمس لباس‌ها.

A search of a person for weapons or illegal items by patting their clothing.

«پلیس در ورودی بازرسی بدنی انجام داد.»

The police conducted frisking at the entrance.

«بازرسی بدنی در ایست‌های بازرسی امنیتی رایج است.»

Frisking is common at security checkpoints.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000