frogged

/frɒɡd/
frogamphibious animal-edpast tense or adjective
adjective (صفت)formal

صفت — دارای دکمه‌های زینتی

دارای دکمه‌های زینتی

تزیین شده با 'frog' یعنی حلقه‌های تزیینی روی لباس.

Decorated with frogs (braided or ornamental loops on clothing).

«ژاکت در جلو با حلقه‌های تزیینی مزین شده بود.»

The jacket was frogged along the front.

«طرح‌های دارای حلقه‌های تزیینی معمولاً در یونیفورم سربازی رایج است.»

Frogged designs are common in military uniforms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000