frocked

/frɒkt/
frocka type of dress or robe
verb (فعل)formalpast (گذشته): frockedpast participle (مفعولی): frocked-ing (حال): frocking3rd (سوم): frocks

فعل — لباس پوشیدن

لباس پوشیدنردا پوشیدن

گذشته فعل 'frock' به معنی لباس پوشیدن یا پوشاندن پیراهن یا ردای خاص.

Past tense of 'frock'; to clothe or dress in a frock or robe.

«او ردای قرمز روشن پوشید.»

She frocked in a bright red dress.

«راهبان در لباس‌های ساده ردا پوشیده بودند.»

The monks were frocked in simple robes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000