در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای بافت مجعد یا فر، بهخصوص درباره مو یا پشم.
Having a frizzy or curly texture, especially regarding hair or wool.
«بعد از شنا موهایش فر و نامرتب شد.»
“She has frizzly hair after swimming.”
«پشم مجعد گوسفند آن را گرم نگه میدارد.»
“The sheep's frizzly wool keeps it warm.”
رایج. موهای مجعد را توصیف میکند؛ 'frizzly' موهای مجعد نامرتبتر را بیان میکند.
Common. Describes hair with curls; 'frizzly' suggests less defined, more frizzy curls.