در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دور از مکانی؛ حرکت به عقب و جلو.
Away from a place; backward and forward movement.
«او مضطرب اینطرف و آنطرف قدم میزد.»
“He walked to and fro nervously.”
«قایق روی موجها به عقب و جلو تاب میخورد.»
“The boat rocked to and fro on the waves.”