frog

/frɒɡ/
noun (اسم)commonplural (جمع): frogs

اسم — قورباغه

قورباغه

یک دوزیست کوچک بی‌دم با پاهای بلند برای جهیدن.

A small tailless amphibian with long legs for jumping.

«قورباغه به داخل برکه پرید.»

The frog jumped into the pond.

«قورباغه‌ها نزدیک آب زندگی می‌کنند.»

Frogs live near water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toadوزغ

رایج. دوزیست‌های مشابه ولی وزغ معمولاً پوست خشک‌تر و بدن کوتاه‌تری دارد.

Common. Similar amphibians but toads usually have drier skin and squat bodies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000