froster

fros·ter/ˈfrɒs.tər/
frostice crystals formed from cold-eragent, one who does
noun (اسم)technicalplural (جمع): frosters

اسم — یخ‌زننده

یخ‌زنندهدستگاه یخ‌زدا

فرد یا دستگاهی که باعث یخ‌زدگی یا انجماد می‌شود.

A person or device that causes frost or freezes.

«یخ‌زننده باعث ایجاد یخ روی پنجره‌ها شد.»

The froster caused ice to form on the windows.

«کشاورزان از یخ‌زننده برای محافظت محصولات در برابر سرما استفاده می‌کردند.»

Farmers used a froster to protect crops from frost.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000