frosh

/frɒʃ/
noun (اسم)informalplural (جمع): frosh

اسم — دانشجوی سال اول

دانشجوی سال اولترم اولی

(غیررسمی، آمریکای شمالی) دانشجوی سال اول در کالج یا دانشگاه.

(Informal, North American) A first-year student at a college or university.

«محوطه دانشگاه در طول هفته معارفه پر از دانشجویان جدیدالورود بود.»

The campus was bustling with new frosh during orientation week.

«او از اینکه ترم اولی بود و زندگی دانشجویی را شروع می‌کرد، هیجان‌زده بود.»

He was excited to be a frosh and start college life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freshmanدانشجوی سال اول

رایج. در محیط‌های آکادمیک، به ویژه در آمریکای شمالی، کاملاً قابل جایگزینی است. 'Freshman' اصطلاح استاندارد و کمی رسمی‌تر است، در حالی که 'frosh' یک کوتاه شده غیررسمی است. 'یک جلسه توجیهی freshman' درست است، 'هفته frosh' نیز رایج است.

Common. Fully interchangeable in academic contexts, especially in North America. 'Freshman' is the standard, slightly more formal term, while 'frosh' is an informal abbreviation. 'A freshman orientation' works, 'frosh week' is also common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000