در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به سمت جلو؛ در جهت پیش رو.
Towards the front; in a forward direction.
«او به سمت جلو قدم برداشت تا از مهمانان استقبال کند.»
“He stepped frontwards to greet the guests.”
«ماشین بهآرامی در ترافیک به جلو حرکت کرد.»
“The car moved frontwards slowly in traffic.”
رایج. معادل frontwards در جهت، در همه زمینهها بیشتر استفاده میشود.
Common. Synonymous with 'frontwards' in direction, more frequently used in all contexts.