frontwards

front·wards/ˈfrʌnt.wərdz/
adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): frontwardposition (جایگاه): end

قید — به سمت جلو

به سمت جلورو به جلو

به سمت جلو؛ در جهت پیش رو.

Towards the front; in a forward direction.

«او به سمت جلو قدم برداشت تا از مهمانان استقبال کند.»

He stepped frontwards to greet the guests.

«ماشین به‌آرامی در ترافیک به جلو حرکت کرد.»

The car moved frontwards slowly in traffic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forwardبه جلو

رایج. معادل frontwards در جهت، در همه زمینه‌ها بیشتر استفاده می‌شود.

Common. Synonymous with 'frontwards' in direction, more frequently used in all contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000