fruition

fru·i·tion/fruːˈɪʃən/
noun (اسم)formal

اسم — تحقق

تحققبه ثمر رسیدن

دستیابی یا تحقق چیزی که آرزو یا برنامه‌ریزی شده است

the realization or achievement of something desired or planned

«نقشه‌هایش بالاخره به ثمر رسیدند.»

His plans finally came to fruition.

«پروژه پس از سال‌ها تلاش به تحقق رسید.»

The project reached fruition after years of work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realizationتحقق

رسمی. در موقعیت‌هایی که تاکید روی واقعی شدن چیزی است استفاده می‌شود.

Formal. Used in contexts emphasizing making something real.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000