frying pan

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈfraɪɪŋ pæn/
fryto cook in hot oil-ingverb suffix indicating actionpana flat-bottomed cooking container
noun (اسم)commonplural (جمع): frying pans

اسم — تابه سرخ‌کردنی

تابه سرخ‌کردنیماهیتابه

ظرفی کم‌عمق برای سرخ کردن غذا

a shallow pan used for frying food

«او تخم‌مرغ‌ها را در ماهیتابه پخت.»

She cooked the eggs in a frying pan.

«تابه سرخ‌کردنی داغ و آماده بود.»

The frying pan was hot and ready.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000