phrasal verb (فعل عبارتی)slang
فعل عبارتی — بیداد کردن
بیداد کردنخیانت کردن
رفتار بسیار ناعادلانه با کسی یا خیانت یا فریب او دادن.
To treat someone very unfairly or to betray or deceive them.
«او احساس کرد شریک تجاریاش با او بدرفتاری کرده است.»
“He felt he had been fucked over by his business partner.”
«اجازه نده در معامله با تو بدرفتاری کنند.»
“Don't let them fuck you over in the deal.”
تفاوت با واژههای مشابه
cheated— فریب داده شده
رایج. یعنی در امور مالی یا شخصی فریب داده شده یا بد رفتار شده.
Common. Means being deceived or treated unfairly, often in financial or personal matters.