fusspot

fuss·pot/ˈfʌspɒt/
noun (اسم)informalplural (جمع): fusspots

اسم — دست و پاچلفتی

دست و پاچلفتیعصبانی

شخصی که بی‌جهت نگران است یا زیاد غر می‌زند

A person who worries unnecessarily or complains a lot

«درباره چیزهای کوچک اینقدر دست و پاچلفتی نباش.»

Don't be such a fusspot about the small things.

«او در مسائل تمیزی بسیار حساس است.»

She's a fusspot when it comes to cleanliness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainerمنتقد

غیررسمی. معمولاً منفی؛ برای کسی که زیاد غر می‌زند به کار می‌رود.

Informal. Generally negative; used for someone who complains frequently.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000