فعل — دست و پا زدن
(شکل سوم شخص حال فعل fuss) نشان دادن نگرانی یا اهمیت اضافی
(Third-person singular present of fuss) To show unnecessary worry or concern
«او روی هر جزئیات حساس است.»
“She fusses over every detail.”
«او درباره سر و صدا دست و پا میزند.»
“He fusses about the noise.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. ابراز نارضایتی؛ تا حدی در موارد غیررسمی قابل تعویض است.
Informal. Expressing dissatisfaction; somewhat interchangeable in informal contexts.
اسم — دست و پا زدن
نگرانی یا هیجان غیرضروری درباره مسئلهای کوچک
Unnecessary worry or excitement about something minor
«درباره تأخیر هیاهو نشد.»
“There was no fuss about the delay.”
«درباره هیچ چیز دست و پا نزن.»
“Don’t make a fuss over nothing.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به تکانش یا ناراحتی اشاره دارد، مشابه fuss به عنوان اسم.
Common. Refers to agitation or bother, similar to fuss as a noun.