complainer

com·plain·er/kəmˈpleɪnər/
com-togetherplainto lament or express dissatisfaction-erone who
noun (اسم)commonplural (جمع): complainers

اسم — ناراضی

ناراضیغرزنندهشاکی

کسی که مرتباً نارضایتی یا غر زدن نشان می‌دهد.

A person who frequently expresses dissatisfaction or annoyance.

«او خیلی غرزن است و همیشه ایراد می‌گیرد.»

He is such a complainer, always finding faults.

«دیگر غر نزن و سعی کن از مهمانی لذت ببری.»

Stop being a complainer and try to enjoy the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grumblerغرغرکننده

غیررسمی. برای کسی است که اغلب در مورد مسائل کوچک غر می‌زند.

Informal. Used to describe someone who complains often, usually about small things.

whinerناراضی مدام

غیررسمی و معمولاً کودکانه. به کسی اشاره دارد که به شکل آزاردهنده مکرراً غر می‌زند.

Informal, often childish. Implies frequent complaining in an irritating manner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000