gam

/ɡæm/
noun (اسم)archaicplural (جمع): gams

اسم — دیدار

دیدارملاقات

دیدار یا ملاقات اجتماعی، به‌ویژه میان شکارچیان نهنگ در دریا

A social visit or meeting, especially between whalers at sea

«کشتی‌ها یک دیدار برای تبادل خبرها برگزار کردند.»

The ships held a gam to exchange news.

«دریانوردان در طول سفر از ملاقات‌های اجتماعی لذت می‌بردند.»

Sailors enjoyed a gam during their voyage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000