get back on the horse that bucked one
/ɡɛt bæk ɑn ðə hɔrs ðæt bʌkt wʌn/
phrase (عبارت)literary
عبارت — دوباره با همان چالش روبهرو شدن
دوباره با همان چالش روبهرو شدنبرگشتن به همان کار
دقیقاً همان کاری را که باعث شکست یا ترس شده، دوباره امتحان کردن.
To try again at the very thing that caused a failure or fear.
«بعد از افتادن، دوباره سراغ همان کاری رفت که زمینش زده بود.»
“After falling, he got back on the horse that bucked him.”
«او دوباره با همان چالش روبهرو شد.»
“She got back on the horse that bucked her.”