girlie

girl·ie/ˈɡɜːr.li/
girla female child or young woman-iediminutive or informal suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): girliersuperlative (عالی): girliest

صفت — دخترانه

دخترانهزنانه

دارای ویژگی‌ها یا سبک‌های سنتی مرتبط با دختران.

Having qualities or styles traditionally associated with girls.

«او پیراهن صورتی دخترانه پوشید.»

She wore a girlie pink dress.

«اتاق سبک تزئین دخترانه داشت.»

The room had a girlie decoration style.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feminineزنانه

رایج/رسمی. صفاتی که به طور فرهنگی با زنان یا دختران همراه است.

Common/formal. Denotes qualities culturally linked with women or girls.

girlishدخترانه

رایج. بسیار مشابه و اغلب قابل تعویض با girlie.

Common. Very similar and often interchangeable with girlie.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000