در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی بسیار کند یا سرد، مانند یخچالهای طبیعی.
In an extremely slow or cold manner, like a glacier.
«مذاکرات طی ماهها به کندی بسیار پیش رفت.»
“The negotiations progressed glacially over months.”
«او به آرامی بسیار زیاد از میان جمعیت عبور کرد.»
“He moved glacially through the crowded room.”
رایج. اصطلاح کلی برای حرکت کند؛ در صورت کلی جایگزین glacially میتواند باشد ولی شدت بسیار کند بودن را ندارد.
Common. General term for slow movement; can replace glacially in general contexts but lacks emphasis on extreme slowness.