glacial

gla·cial/ˈɡleɪ·ʃəl/
glacierlarge mass of ice moving slowly-alrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more glacialsuperlative (عالی): most glacial

صفت — یخچالی

یخچالیبسیار سرد

مرتبط با یخچال‌های طبیعی یا شبیه به آن؛ بسیار سرد یا یخ‌زده.

Related to or resembling glaciers; very cold or icy.

«هوای یخچالی تنفس را سخت می‌کرد.»

The glacial air made breathing difficult.

«آن‌ها حرکت یخچال‌ها را طی قرن‌ها مطالعه کردند.»

They studied glacial movements over centuries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
icyیخ‌زده

رایج. اغلب برای توصیف سرما شبیه به یخچال به کار می‌رود.

Common. Often interchangeable in describing coldness resembling glaciers.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000