glassed

glass·ed/ɡlæst/
verb (فعل)informalpast (گذشته): glassedpast participle (مفعولی): glassed-ing (حال): glassing3rd (سوم): glasses

فعل — شیشه‌ای کردن

شیشه‌ای کردنحمله با بطری شیشه‌ای

پوشاندن با شیشه یا ماده‌ای شیشه‌ای؛ یا حمله با پرتاب شیشه (عامیانه).

To cover or coat with glass or a glass-like substance; or to attack by throwing glass (slang).

«سطح میز را برای محافظت شیشه‌ای کردند.»

They glassed the table surface for protection.

«در دعوای کافه با بطری شیشه‌ای به او حمله شد.»

He was glassed in a bar fight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000