glasser

glass·er/ˈɡlæsər/
glasshard, transparent material-erperson who does something
1noun (اسم)commonplural (جمع): glassers

اسم — شیشه‌بر

شیشه‌برشیشه‌گذار

فردی که شیشه را در پنجره‌ها یا قاب‌ها نصب می‌کند.

A person who fits glass into windows or frames.

«شیشه‌بر برای تعویض شیشه شکسته استخدام شد.»

The glasser was hired to replace the broken pane.

«او حرفه شیشه‌بری را از پدرش آموخت.»

He learned the trade of a glasser from his father.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glazierشیشه‌بر

فنی/رسمی. این اصطلاح رایج‌تر و از نظر فنی صحیح‌تر برای فردی است که شغلش بریدن و نصب شیشه، به ویژه در پنجره‌ها و درها است. 'Glasser' کمتر رایج است و ممکن است کمی غیررسمی یا قدیمی به نظر برسد.

Technical/formal. This is the more common and technically correct term for a person whose trade is cutting and fitting glass, especially in windows and doors. 'Glasser' is less common and can sound slightly informal or archaic. 'A professional glazier' works, 'call the glazier to fix the window' works.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): glassers

اسم — دستگاه جلاکاری

دستگاه جلاکاریجلا دهنده

ماشین یا ابزاری که برای لعاب‌کاری یا جلا دادن سطوح استفاده می‌شود.

A machine or tool used for glazing or polishing surfaces.

«کارخانه از یک دستگاه جلاکاری بزرگ برای تکمیل کاشی‌های سرامیکی استفاده کرد.»

The factory used a large glasser to finish the ceramic tiles.

«او یک دستگاه جلاکاری کوچک خرید تا کفش‌هایش را براق کند.»

He bought a small glasser to shine his shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polisherدستگاه پولیش

روزمره. دستگاه یا ماده‌ای که برای براق کردن چیزی استفاده می‌شود. 'Polisher' اصطلاحی گسترده‌تر است، در حالی که 'glasser' در این مفهوم به طور خاص به لعاب‌کاری اشاره دارد. اگر زمینه بحث در مورد براق کردن چیزی باشد، می‌تواند جایگزین 'glasser' شود، اما 'glasser' نوع خاصی از پرداخت را نشان می‌دهد.

Everyday. A device or substance used to make something shiny. 'Polisher' is a broader term, while 'glasser' in this sense specifically implies glazing. Can replace 'glasser' if the context is about making something shiny, but 'glasser' implies a specific type of finish. 'A floor polisher' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000