verb (فعل)formalpast (گذشته): gleanedpast participle (مفعولی): gleaned-ing (حال): gleaning3rd (سوم): gleans
فعل — گردآوری بقیه محصول
گردآوری بقیه محصولجمع کردن باقیمانده
جمعآوری محصولات باقیمانده در مزارع پس از برداشت اصلی.
Collecting leftover crops from fields after the main harvest.
«کشاورزان پس از برداشت، باقیماندهها را جمع میکردند.»
“Farmers were gleaning the fields after the harvest.”
«او ساعتها وقت صرف جمعآوری دادهها از اسناد قدیمی کرد.»
“She spent hours gleaning data from old records.”
تفاوت با واژههای مشابه
harvest— درو کردن
متداول. مخصوص جمعآوری محصولات رسیده؛ «gleaning» بیشتر به باقیماندهها اشاره دارد.
Common. Specifically collecting ripe crops; 'gleaning' focuses on leftovers.