glug

/ɡlʌɡ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): gluggedpast participle (مفعولی): glugged-ing (حال): glugging3rd (سوم): glugs

فعل — گلوق کردن

گلوق کردنشَش دادن

آب یا مایعی را با صدای قورت دادن بلند نوشیدن یا ریختن

To drink or pour liquid in a noisy, gulping way

«بعد از دویدن آب را با صدای قورت دادن نوشید.»

He glugged down the water after running.

«وقتی آب‌میوه را ریخت، بطری صدای گلوق داد.»

The bottle glugged as he poured the juice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gulpقورت دادن

غیررسمی. عمل نوشیدن سریع همراه با صدا، در مکالمات عادی قابل جایگزینی است.

Informal. Similar action of drinking quickly with sound, interchangeable in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000