goaltend

goal·tend/ˈɡoʊlˌtɛnd/
goalaim, targettendtake care of, guard
verb (فعل)informalpast (گذشته): goaltendedpast participle (مفعولی): goaltended-ing (حال): goaltending3rd (سوم): goaltends

فعل — دروازه‌بانی کردن

دروازه‌بانی کردننگهبانی دروازه

در نقش دروازه‌بان بازی کردن یا مراقبت از دروازه در ورزش‌ها.

To act as a goalkeeper or guard the goal in sports.

«او برای تیم هاکی مدرسه دروازه‌بانی می‌کند.»

She goaltends for the school hockey team.

«دروازه‌بانی نقشی سخت و پرتقاضاست.»

Goaltending is a demanding position.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000