goofing

goof·ing/ˈɡuːfɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): goofedpast participle (مفعولی): goofed-ing (حال): goofing3rd (سوم): goofs

فعل — اشتباه کردن

اشتباه کردنخرابی کردن

انجام اشتباهات احمقانه یا رفتار بچگانه (صرف فعل حال استمراری goof).

Making silly mistakes or acting foolishly (present participle of goof).

«آن‌ها به جای کار کردن، مشغول بازیگوشی بودند.»

They were goofing around instead of working.

«دست از شیطنت بردار و روی تکالیفت تمرکز کن.»

Stop goofing and focus on your homework.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000