در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرزند پسر فرزند خود
A male child of one's son or daughter
«نوه پسر من عاشق فوتبال بازی کردن است.»
“My grandson loves to play soccer.”
«او به نوه پسرش افتخار میکند.»
“She is proud of her grandson.”
رسمی، اصطلاح کلی برای فرزندان نسلهای بعد؛ کمتر خاص است.
Formal, general term for offspring of future generations; less specific.