در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضوی از اتحادیه کشاورزان بهویژه در آمریکا که از منافع کشاورزی دفاع میکند.
A member of a farmers' association, especially in the US, advocating for agricultural interests.
«او یک عضو اتحادیه کشاورزان است که برای حقوق کشاورزان میجنگد.»
“He is a Granger fighting for farmers' rights.”
«اعضای اتحادیه کشاورزان هفته پیش جلسهای برگزار کردند.»
“The Grangers organized a meeting last week.”