در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غذایی که روی آن با پوستهای قهوهای از نان خشک یا پنیر پخته شده است.
A dish baked with a brown crust of breadcrumbs or cheese on top.
«او یک گراتن سیبزمینی خوشمزه پخت.»
“She cooked a delicious potato gratin.”
«گراتن در آشپزی فرانسوی محبوب است.»
“Gratin is popular in French cuisine.”