gratiate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gra·ti·ate/ˈɡreɪʃieɪt/
gratipleasing, thanks-ateto make or do
verb (فعل)formalpast (گذشته): gratiatedpast participle (مفعولی): gratiated-ing (حال): gratiating3rd (سوم): gratiates

فعل — جلب کردن

جلب کردنراضی کردن

با تلاش عمدی کسب نظر یا خوش‌نودی کردن؛ راضی کردن.

To gain favor or goodwill by deliberate effort; to please.

«او تلاش کرد نظر رئیس را جلب کند.»

He tried to gratiate himself with the boss.

«سیاستمداران اغلب با وعده‌ها مردم را راضی می‌کنند.»

Politicians often gratiate the public with promises.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flatterچاپلوسی کردن

غیررسمی/رسمی. با تعریف زیاد برای جلب نظر؛ گاهی غیرصادقانه.

Informal/formal. To gain favor by excessive praise; sometimes insincere.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000