grateman

grate·man/ˈɡreɪtmæn/
gratea framework of bars-manperson (male) associated with something
noun (اسم)archaicplural (جمع): gratemen

اسم — مسئول مشبک

مسئول مشبکآتشدان‌بان

اصطلاحی تاریخی برای مردی که به یک شبکه (فلزی)، به خصوص در کوره یا شومینه رسیدگی می‌کرد.

A historical term for a man who attended to a grate, especially in a furnace or fireplace.

«آتشدان‌بان اطمینان حاصل می‌کرد که زغال‌ها همیشه به طور موثر می‌سوزند.»

The grateman ensured the coals were always burning efficiently.

«شغل او به عنوان آتشدان‌بان کثیف و پر زحمت بود.»

His job as a grateman was dirty and demanding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000