gratefully

grate·ful·ly/ˈɡreɪt.fəl.i/
gratefulfeeling thankful-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): gratefulposition (جایگاه): end

قید — با سپاس

با سپاسبا قدردانی

به شکلی که سپاس یا قدردانی را نشان می‌دهد.

In a way that shows thanks or appreciation.

«او هدیه را با سپاس پذیرفت.»

She accepted the gift gratefully.

«قدردانی خود را از حمایت شما اعلام می‌کنم.»

I gratefully acknowledge your support.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thankfullyبا تشکر

رایج. معنی مشابه ولی گاهی بیشتر بر آسودگی تأکید دارد تا سپاسگزاری.

Common. Similar meaning but sometimes emphasizes relief more than gratitude.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000