greased

/ɡriːst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more greasedsuperlative (عالی): most greased

صفت — روغنی

روغنیلغزنده

روغنی یا لغزنده به دلیل وجود چربی یا روغن.

Covered with or slippery because of grease or oil.

«چرخ‌دنده‌ها روغنی شدند تا اصطکاک کاهش یابد.»

The gears were greased to reduce friction.

«بعد از تعمیر موتور دستانش روغنی شده بود.»

He had greased hands after fixing the engine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oiledروغن‌کاری شده

معمولی. پوشیده از روغن مانند greased، اغلب برای راحت‌تر شدن حرکت یا لغزنده بودن.

Common. Covered by oil, similar to greased, often easier to move or slippery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000