قید — به صورت سبز
به صورت سبزبه طور ناپخته
به طور سبزی؛ به شیوهای که تازه، ساده یا ناپخته است یا به رنگ سبز مرتبط است.
In a green manner; in a way that is fresh, naive, or inexperienced, or relating to the color green.
«برگها در آفتاب به سبزی میدرخشیدند.»
“The leaves shimmered greenly in the sun.”
«او به دنیا به طور ساده و پرامید نگاه میکرد.»
“He looked at the world greenly, full of hope.”