gruff

/ɡrʌf/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): gruffersuperlative (عالی): gruffest

صفت — زمخت

زمختخشنزمزمه‌ای خشک

داشتن رفتار یا صدایی خشن، زمخت یا جدی

Having a rough, harsh, or stern manner or voice

«صدای خشن او کودکان را ترساند.»

His gruff voice scared the children.

«او جواب جدی داد و راهش را کشید.»

She gave a gruff reply and walked away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughخشن

رایج. برای توصیف رفتار یا بافت استفاده می‌شود؛گاه به‌جای gruff برای رفتار یا صدا استفاده می‌شود.

Common. Can describe manner or texture; interchangeable when referring to harsh behavior or voice.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000