در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرنده دریایی معمولاً با پرهای سفید و خاکستری که اغلب کنار سواحل دیده میشود.
A seabird typically with white and gray feathers, often found near coastlines.
«مرغهای دریایی بالای ساحل پرواز میکردند.»
“Gulls were flying over the beach.”
«مرغ دریایی ساندویچ را از دستش ربود.»
“A gull snatched the sandwich from his hand.”
کسی را فریب دادن یا با حقه زدن گول زدن.
To cheat or trick someone, especially by deception.
«او با فریب پولش را از دست داد.»
“He was gulled out of his money.”
«اجازه نده آنها تو را در یک کلاهبرداری فریب دهند.»
رسمی. معنی مشابه اما کلیتر و رسمیتر از gull است.
Formal. Similar meaning but broader and more formal than 'gull'.