در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به سرعت یا مقدار زیاد، معمولاً با صدای بلعی فرو بردن.
To swallow quickly or in large amounts, often audibly.
«او نوشیدنیاش را سریع سر کشید.»
“He gulped down his drink.”
«او قبل از صحبتکردن با اضطراب گلویش را صاف کرد.»
رایج. معنی مشابه ولی gulp بر بلع سریع یا با صدا تأکید دارد.
Common. Similar meaning but 'gulp' emphasizes quick or noisy swallowing.
یک بار بلع سریع یا یک جرعه از مایع یا غذا.
A quick swallow or mouthful of liquid or food.
«او یک بلع بزرگ آب نوشید.»
“He took a big gulp of water.”
«فقط یک بلع و نوشیدنی تمام شد.»
“Just one gulp and the drink was gone.”