gump

/ɡʌmp/
noun (اسم)datedplural (جمع): gumps

اسم — احمق

احمقابلهکندذهن

شخصی احمق یا دست‌وپا چلفتی؛ ساده‌لوح.

A foolish or clumsy person; a simpleton. (Dated/Informal)

«او به خاطر چنین اشتباه احمقانه‌ای گامپ نامیده شد.»

He was called a gump for making such a silly mistake.

«فقط یک ابله فریب آن ترفند آشکار را می‌خورد.»

Only a gump would fall for that obvious trick.

تفاوت با واژه‌های مشابه
simpletonساده‌لوح

متداول. مترادفی رسمی‌تر و شناخته‌شده‌تر برای فردی که فاقد هوش یا عقل سلیم است. 'او مثل یک ساده‌لوح رفتار کرد' رایج‌تر از 'او مثل یک گامپ رفتار کرد'.

Common. A more formal and widely understood synonym for a person lacking intelligence or common sense. 'He acted like a simpleton' is more common than 'He acted like a gump'.

foolنادان

بسیار متداول. اصطلاحی کلی برای کسی که عاقلانه عمل نمی‌کند یا فاقد هوش است. می‌تواند گسترده‌تر از 'گامپ' برای توصیف اعمال یا اشخاص استفاده شود. 'احمق نباش!' یک اصطلاح رایج است.

Very common. A general term for someone who acts unwisely or lacks intelligence. Can be used more broadly than 'gump' to describe actions or persons. 'Don't be a fool!' is a common expression.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000