gumption

gump·tion/ˈɡʌmpʃən/
noun (اسم)informal

اسم — جسارت

جسارتابتکارخرد عملی

شجاعت، ابتکار و توانایی حل مسائل.

Courage, initiative, and resourcefulness.

«او در حل مسئله واقعا جسارت نشان داد.»

She showed real gumption in solving the problem.

«برای راه‌اندازی کسب‌وکار خودت به جسارت نیاز داری.»

You need gumption to start your own business.

تفاوت با واژه‌های مشابه
initiativeابتکار

رایج. معمولا قابل تعویض و تأکید بر توانایی عمل کردن است.

Common. Often interchangeable, emphasizing ability to take action.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000