gush

/ɡʌʃ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): gushedpast participle (مفعولی): gushed-ing (حال): gushing3rd (سوم): gushes

فعل — فوران کردن

فوران کردنریزش یافتن

ناگهان و به مقدار زیاد جریان یافتن.

To flow out suddenly and in large amounts.

«آب از لوله شکسته فوران کرد.»

Water gushed from the broken pipe.

«خون از زخم فوران کرد.»

Blood gushed from the wound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
streamجریان داشتن

رایج؛ جریان پیوسته به جای ناگهانی بودن.

Common. Means steady flow rather than sudden gush.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — جریان ناگهانی

جریان ناگهانیفوران

جریان ناگهانی و شدید مایع یا احساسات.

A sudden, strong flow of liquid or feelings.

«فوران آب کف زمین را پر کرد.»

A gush of water flooded the floor.

«او احساس شادی شدیدی داشت.»

He felt a gush of happiness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000